تبليغاتX
یادگیری ریاضی

No title

شازده کوچولو گفت:" اهلی کردن چه معنایی دارد؟"
روباه گفت:" اهلی کردن چیزی است که مدتهاست فراموش شده. اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن ... "
- ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت:" درسته. مثلا در حال حاضر تو برای من فقط یک پسربچه هستی مانند هزاران پسربچه دیگر و من هیچ احتیاجی به تو ندارم و تو هم هیچ احتیاجی به من نداری. من هم برای تو فقط یک روباه هستم مانند هزاران روباه دیگر؛‌اما اگر تو مرا اهلی کنی، ما به هم نیازمند خواهیم شد. آن وقت تو برای من منحصر به فرد و یگانه می شوی و من هم برای تو منحصر به فرد و یگانه."
...
اگر تو مرا اهلی کنی، زندگی ام مملو از نور و شادمانی می شود. با صدای پایی آشنا می شوم که با هر صدای پای دیگر فرق خواهد داشت. صدای پای دیگران باعث می شود با عجله به سوراخ زیرزمینی ام فرار کنم؛‌اما صدای پای تو، همچون آوای دلنواز موسیقی مرا از لانه ام بیرون خواهد کشید.
مرا اهلی کن.
...
شازده کوچولو گفت:" خیلی دلم می خواهد؛ ولی وقت چندانی ندارم. باید دوستانی پیدا کنم و خیلی چیزها هست که باید از آنها سر در بیاروم و تجربه کنم."
روباه گفت:" فقط وقتی می توانی چیزی را درک کنی که آن را اهلی کنی. آدم ها دیگر وقت ندارند چیزی بفهمند. آنها همه چیز خود را به شکل آماده از فروشگاه ها می خرند؛‌اما چون هیچ فروشگاهی وجود ندارد که کسی بتواند از آنجا دوست خریداری کند، آدمها بدون دوست مانده اند.
تو اگر واقعا به دنبال یک دوست می گردی، خب مرا اهلی کن .
...
آدمها این حقیقت اساسی را فراموش کرده اند؛ اما تو نباید آن را از یاد ببری. به خاطر داشته باش که هر چیزی را اهلی کردی تا آخر عمر مسئول آن خواهی بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:53  توسط عمرانی  | 

سال نو مبارک

هر چند یه خورده دیر شده ولی سال نو بر همه ی دوستان عزیز مبارک و میمون باد. و امید که سالی سرشار از شادی سلامتی و موفقیت داشته باشید. برای عیدی هم این مطالب رو انتخاب کردم از کتاب "فضائل ذهن" اثر فيلسوف مشهور معاصر، ليندا زاگفسکي.


فضائل ششگانه ی ذهن.

1. عدم خودشيفته بودن يعني نبايد گفت که هرچيز چون از آن ماست بر ديگران رجحان دارد و خود را برتر از سايرين قلمداد کنيم.

2. نداشتن پيش پنداشت بدين معني که نبايد پيش از مواجهه با انديشه‌ها، آن‌ها را مورد داوري قرار داد.

3. عدم داشتن جزم و جمود به‌طور مثال اين عبارت «الف ب است و محال است که الف ب نباشد» راه بر ارائه بقيه افکار و عقايد مي‌بندد و نمي‌گذارد که سايرين نظرياتشان را ابراز كنند.

4. نداشتن تعصب بدين معنا که به اعتقاد خود چنان معتقد و دلبسته باشيم که هيچ گاه به قوت و ضعف آن عقيده نينديشيم.

5. مدارا داشتن يعني بايست که گذاشت تا طرف مقابل نيز سخن گويد حتي اگر ضارر ما باشد، زيرا زيان بي‌مدارايي به شخص بي‌مدارا باز مي‌گردد.چراکه او خود را از نظريات طرف ناقد محروم گذارده، شايد که مي‌توانست برايش مفيد افتد.

6. پرهيز از خرافات پرستي منظور از خرافات پرستي در اينجا يعني سخن نا مدلل را پذيرفتن.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 21:56  توسط عمرانی  | 

تحول بنیادین 2

سلام

۱) به سلامتی و میمنت آزمون مذکور برگزار شد. بنده با کمال افتخار! از حدود ۲۲ تست که زدم ۱۵ تا ی آن صحیح بود و مابقی البته غلط! اما چشمتان روز بد نبیند روز دوشنبه حدودای ظهر بود که به سیستم پیشرفته ی ال ام اس آموزش و پرورش متصل شدیم و به مانند کسی که قله ی اورست رو فتح کرده با خوشحالی شروع به زدن تست ها کردیم. تست اول خوب بود ولی برای تست دوم چشم ما به شمارنده ی زمان بود که با سرعت به سمت صفر میل می کرد! حدود دو دقیقه از وقت گذشت تا تست دوم ظاهر شد و البته این روال ادامه داشت تا تست بیست و دوم رو که با عجله زدیم. به ناگاه نوشته شد. زمان شما سپری شد! و نوشت نمره س شما ۱۵ از ۲۲ تست. نمره قبولی ۱۸ از ۳۰ تست! حالا شما بگید پونزده بیست و دوم بزرگتره یا هجده سی ام؟ و با این اوصاف حق ما چه می شود؟

واقعا وقتی زیر ساخت های مناسب برگزاری یک آزمون وجود ندارد چرا حقوق افراد را نادیده گرفته و به هر صورت که شده می خواهیم مدرن باشیم؟

2) بحث رعایت اخلاق در یک آزمون مجازی واقعا پیچیده است. من وقتی خود را در جایگاه کسی که می خواهد برای برگزاری یک آزمون مجازی در این سطح برنامه ریزی کند قرار می دهم، وقعا نمی دانم چه کنم. شنیده ها حاکی است که در آزمون سابق در شیراز شخصی با مطالعه ی منبع مورد نظر که سخنرانی های آقای قرائتی بود، با انتشار اطلاعیه ای با اخذ مبلغی حدود 20 هزار تومان از افراد برای ایشان آزمون داده و حدود 3 میلیون توامان در 2 روز کسب کرده!  جال با این اوضاع چه باید کرد؟ زمانی که فرهنگیان یک جامعه اینگونه اند دیگر از دیگران چه انتظار؟!

3) چند نکته از سند تحول:

راهکار ۵/۲۱ـ ساماندهی ساعات کار مربیان برای حضور تمام وقت در مدارس شامل ساعات تدریس و ساعات اختصاص یافته به سایر فعالیت‌های تربیتی مرتبط در مدرسه با توجه به ضرورت جبران خدمت مناسب ایشان.

راهکار ۱۰/۲۱ـ باز طراحی و ساماندهی تقویم سال تحصیلی با رعایت انعطاف و توجه به شرایط اقلیمی و با تاکید بر بهینه‌سازی تعطیلات.
راهکار ۹/۲۱ـ حاکمیت برنامه محوری به جای کتاب محوری و تولید بسته آموزشی در برنامه‌های درسی با رعایت اصل معلم محوری.

والسلام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 15:31  توسط عمرانی  | 

تحول بنیادین در آموزش و پرورش

سند تحول بنیادبن، چندی است منتشر شده و در دسترس عموم قرار گرفته است. قرار است این سند مبنای تحول در سیستم تعلیم و تربیت ما باشد.

متاسفانه با بررسی گزاره های این سند متوجه می شویم که بسیار کلی،مبهم و پیچیده است و نمی توان به عنوان مبنایی که بنای آموزش و پرورش بر اساس آن استوار می ماند به آن توجه کرد. موارد متعددی می توان از این سند، موید این مطلب یافت. 

البته فکر نکنید که الان من قصد نقد سند رو دارم نه! اصلا به من معلم چه؟ مگه قبلا که سندی بود یا نبود، من معلم نبودم و یا ندانستن گزاره های آن خللی در کار من ایجاد می کرد؟ فکر نمی کنم اینجوری بوده. خب حالا بریم سراغ اصل مطلب! اداره کل آ و پ فارس 16 ساعت ضمن خدمت آن هم به صورت مجازی ارائه کرده است. یعنی بر این اساس معلمین عزیز فایل سند را دانلود می کنند، از 37 صفحه آن پرینت می گیرند، و سپس در یک آرمون مجازی شرکت کرده و در صورت کسب نمره حد نصاب از مزایای این 16 ساعت ضمن خدمت بهره مند می شوند. خب حالا فکر کردید که من می خوام بگم این چه وضعشه آخه اگه قراره ضمن خدمت برگزار بشه باید به گونه ای باشه که از مباحث مورد نیاز معلم و البته موثر در پیشرفت تعلیم و تربیت آزمون بگیرند، نه اینکه...

نه اصلا موضوع این نیست، مگه تاحالاش این ضمن خدمتا  دردی از ما درمون کرده که این یکی بکنه؟! مسئله، بخشنامه ی این ضمن خدمته در این بخشنامه تاکید شده که کل شهر لامرد فقط می توانند در یکی از 3 کافینت معرفی شده، آزمون بدهند و در غیر این صورت برای ایشان گواهی صادر نخواهد شد! آخه این هم شد کار؟ یعنی جمعیت حداقل 700، 800 نفره با تجمع در این مکانها و احتمالا با نظارت ناظرین محترم آزمون بدهند. و چه فیلمی شود این آزمون دادن ها! تصور بکنید که از اول صبح معلما در کافینتا توی یه صف وایسادن و ملت می پرسند آقا صفه چیه؟ روغنه؟ شکره؟ آقا گوشت گوسفند ارزون شده؟ فارغ از اینکه این تشت رسوایی ما معلماست که از بام افتاده!

ادامه اش باشه برای بعد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 18:20  توسط عمرانی  | 

افزایش حقوق ما!

یادم می آد حدود دوسال پیش، اولین باری که مدرک فوق لیسانس تویِ حکم کارگزینیم اعمال شد، حقوقم حدود 3 هزار تومان(اشتباه نکنید 3هزار میلیارد نیست) افزایش یافت! همونجا بود که مسئول کارگزینی با لبخندی موزیانه به ما نیگا می کرد و با زبان بی زبانی می گفت...

فکر کردید می خوام درباره حقوقم مطلب بنویسم؟ نه این فقط مقدمه بود.

اوضاع از این قراره که در هفته ای که گذشت حقوق ما معلمان جان برکف و البته به نظرم سایر سازمانها، حدود 70 تا 200 هزارتومان افزایش یافت. خلاصه ما که هنوز توی شُک حاصل از این افزایش موندیم. جالب اینجاست که این افزایش حقوق توی بند بدی آب و هوا اعمال شده! خب همینه دیگه شما نمی بینید چقدر آب و هوا بد شده. این همه آلودگی رو نمی بینید؟ و نکته ی مهم این افزایش اینه که حق بدی آب و هوا برای اونایی که توی شهر تدریس می کنند بیشتر از اوناییه که توی روستا تدریس می کنند! خب قاعدتا آب و هوا در روستاهایی که با کمبود امکانات مواجهند، بدتر از شهرهاست. بگذریم اصلا به ما چه ربطی داره؟ دوست داشتن، اضاف کردن اینم بد؟ نمی خوای بگم کمش کنند؟ بگم؟ بگم؟

خلاصه ما موندیم که این تغییر بی موقع برای چی بود؟ انتخابات؟ نه! حضور؟ حماسه؟ ... شما انگار حاتون خوب نیستا؟ دنبال دردسر می گردی؟ با این 70 تومن برید یه سفر جزایر هاوایی و یه خستگی در کنید! این حرفا هم به ما نیومده.

خوش باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 22:46  توسط عمرانی  | 

درباره ی انتخابات!

















و این بود انتخابات!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 21:3  توسط عمرانی  | 

اهداف مصوب آموزش ریاضی

بعضی دوستان از اهداف مصوب آموزش ریاضی پرسیده بودند:

هدف­ های کلی مصوب وزارت آموزش و پرورش

هدف­ های کلی آموزش رياضی در دوره همگانی[1]

 

هدف کلی آموزش و پرورش در دوره عمومی آماده ساختن فرد برای زندگی در تمام ابعاد است، لذا آموزش رياضی در اين دوره بايد در جهت نيل به هدف‌های کلی زير باشد:

الف- پرورش نظم فکری و درست انديشيدن از طريق آموزش به ­کار بردن دانسته­‌ها برای به دست آوردن نتيجه­ ها.

به اين طريق دانش­ آموز با توجه به مراحل مختلف استدلال و نظر حاکم بر آن در بيان يک مطلب يا حل يک مسئله در مي­ يابد که چگونه می­ تواند دانسته­ های خود را برای به­ دست آوردن نتايج جديد به­ کار گيرد.

ب- ايجاد توانائی برای انجام محاسبات عددی در زندگی روزمره.

به اين طريق دانش­ آموز پس از اتمام دوره همگانی قادر به انجام محاسباتی خواهد بود که در زندگی عادی به آن نياز دارد از قبيل چهار عمل اصلی، درصدها، نسبت­ ها و غيره.

ج- ايجاد توانائی در انجام دادن محاسبات ذهنی و حدس و تخمين زدن کميت­ ها در حدود نيازهای زندگی روزمره.

به اين صورت دانش­ آموز تدريجاً انجام محاسبات ذهنی را در حد نياز در جامعه به­ دست می‌آورد. می­ تواند از طول، مساحت، وزن و اجسام محيط خود برآورد نسبتاً درستی داشته باشد.

د- آموزش رياضيات مورد نياز در رابطه با ساير دروس همگانی.

به اين صورت رياضيات مورد نياز برای دروس ديگر دوره همگانی آموزش داده می‌شود.

ه- ايجاد توانايی در برآورد راه­ حل مسئله ها و حدس جواب آن‌ها.

به اين صورت به تدريج در دانش­ آموز توانائي تصور راه­ حل مسئله قبل از اين­که دست به قلم و کاغذ ببرد ايجاد می­ شود و در نتيجه توانائي پيدا کردن خطوط کلی راه­ حل مسئله­ های زندگی در او تقويت می­ گردد.

و- ايجاد توانائی درک محتوای رياضی مسئله‌ها، به قالب رياضی درآوردن و حل آن‌ها.

چون بسياری از مسئله­ های زندگی روزمره که به کمک عبارت­ ها و  جمله­ ها بيان شده‌اند الگوئي رياضی در خود نهفته دارند، با رسيدن به اين هدف دانش­ آموز تدريجاً قادر به تشخيص اين الگو می­ گردد. يعنی نخست محتوای رياضی مسئله را می­ شناسد و سپس با به­­ کار بردن الگوی رياضی مناسب آن را حل می­ کند.



[1] نقل از کتاب معلم (راهنمای تدريس) رياضی اول دبستان، وزارت آموزش و پرورش، 1380

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 21:36  توسط عمرانی  | 

مرگ تدریجی اخلاق در بین جوانان و نوجوانان ما

می دانیم که یکی از اهداف اصلی پیامبر اسلام گسترش اخلاق در بین بشر بوده است. رعایت اخلاق در یک جامعه از نشانه های سلامت آن جامعه است. این روزها به دلیل تدریس در مدارس روستایی و دوره ی متوسطه، با این قشر از جامعه برخورد دارم. شواهد، حاکی از مرگ تدریجی اخلاق حتی در بین نوجوانان روستایی است. نوجوانانی که به هیچکدام از سنت های گذشتگانشان اعتقادی ندارند و پایبندی به آنها را نشانه ی واپسگرایی می دانند. افرادی که به دلیل عملکرد بد دینداران و کسانی که در مسند دین نشسته اند، از دین بریده اند و دیگر حتی به این گوهر گرانبها نیز اعتمادی ندارند. کسانی که به دلیل فقر اقتصادی حتی به حاکمان سیاسی و اقتصادی این مملکت نیز امیدی ندارند. برای چنین نوجوانی چه چشم اندازی برای آینده وجود دارد. برای او که حتی از حداقل های حیات انسانی در این روزگار محروم است.

او که به من می گوید چرا درس بخوانم؟ مگر درس خواندن برای فلانی که فوق لیسانس است و در خانه نشسته چه سودی داشت؟ مگر بهمان کس که حتی دیپلم ندارد، بهترین موقعیت شغلی و بهترین امکانات را برای فرزندانش مهیا نکرده؟ چرا نماز بخوانم مگر عالم دینی ما که نماز می خواند مگر آن کار را نکرد؟ اصلا چرا خدا ما را آفرید که رنج بکشیم؟

می مانم چه بگویم! دردی عمیق در روح و روانم ریشه دوانده. با نسلی روبروییم که هویتی در خود احساس نمی کند. به گذشتگان خود اعتماد ندارد. طعم ایمان را نچشیده و جامعه ای که به جای درمان، هر چه بیشتر او را به سوی نابودی سوق می دهد. نمی دانم مسئولین ما خوابند یا خود را به خواب زده اند؟ اگر می دانند، چگونه شب را به صبح می رسانند؟ و اگر نمی دانند وای بر آنها!

فقر فرهنگی در بین این قشر، نمود بیشتری دارد تا فقر اقتصادی. فرهنگ هر انسانی باورهای اوست. اما باورهای نسل امروز ما چیست؟  و چه کسی مسئول این بی فرهنگی ها و بی هویتی جوانان ماست؟!

 نکته ی پایانی: طبق آمار آموزش و پرورش، حداقل 6000 دانش آموز معتاد داریم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 17:26  توسط عمرانی  | 

پیامبر رحمت و پیروانش

جمعه 21 بهمن 1390 برابر با 17 ربیع الاول سال 1433 روز مبارکی است. سالگرد ولادت پیامبر رحمت، محمد مصطفی (ص) و امام هدایت، امام جعفر صادق(ع) است. در این ایام به رسم معمول در بین ما چراغانی ها و پرچم آویزانی هایی در ادارات، سازمان ها، اماکن و خیابان ها اتفاق می افتد. و البته بزرگداشت چنین مناسبت ها و تاکید بر اهمیت انها در جهت تببین و ترویج اندیشه و اهداف رهبران مکتب و مذهب، مناسب و مفید است. اما باید در اینگونه موارد نیز جنبه های اعتدال را رعایت کرد. آنچه شایسته ی جامعه ی اسلامی نیست، توجه صرف به ظواهر و بی اعتنایی به فرهنگی است که این بزرگان به دنبال رواج آن در جامعه بودند. مردم جامعه ی ما از دیرباز رابطه ای قوی با فرهنگ اهل بیت داشته و دارند اما باید به این نکته توجه کرد که عمق بخشیدن به این شناخت و فرهنگ موجود، وظیفه ای است که عالمان دینی و متولیان فرهنگ این جامعه بر عهده دارند. مردم ما به خوبی رفتارهای خارج از این فرهنگ و سنت نبوی و علوی را در خواهند یافت و این امر وظیفه و مسئولیت مسئولان را بیش از پیش سنگین خواهد کرد.

در این نوشتار به قصد تبرّک و تیمّن و تذکر و انذار، احادیثی اخلاقی از سیره ی پیامبر اسلام(ص) خدمت شما ارائه می کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 19:54  توسط عمرانی  | 

نظرسنجی

معمولا بعد از امتحانات نیم سال اول یه نظر سنجی از دانش آموزا درباره کلاس و خودم انجام می دم. به این صورت که به هر کدوم یه نصف برگ A4 داده می شه که بدون نوشتن اسم بتونه نظر انتقاد یا پیشنهادش رو درباره ی کلاس، درس و معلم ریاضیش بنویسه و بعد از حدود 20 دقیقه نوشتن، به یک سبک برگه ها تا زده بشه و توسط یکی از دانش اموزا جمع آوری می شه. و بعد بُر زدن در اختیار من قرار می دهند. تقریبا همه نظرات رو سر کلاس می خونم و در حد امکان پاسخ می دم. برخورد دانش اموزا نسبت به نظرات در نوع خودش جالبه! حتی با توجه به نوع سوالات یا انتقادات شخص نظر دهنده رو هم حدس می زنند! واقعا به نظرم از اینکه برای نظرشون احترام قائل شدم. خوشحال هستند. حتی اگه نظرشون رو نپذیرم. نظراتشون نشون می ده خیلی دقیقن. حتی به نوع بیان یا لباس پوشیدن هم دقت کردن. خب شاید نظراشون درباره ی تدریس خیلی تخصصی نباشه ولی برای بهتر شدن کار خیلی کمک می کنه.  امسال یه نظر که تقریبا تو چند تا کلاس تکرار شد این بود که:

"آقای عمرانی چرا شما غیبت نمی کنید کلاس ما هم یه روز تعطیل بشه!"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 15:35  توسط عمرانی  |